وصيت نامه شهيد سياوش شيخي    بسم الله الرحمن الرحيم  چون نظر لطف ايزد منان و خالق يکتا شامل حال اينجانب گرديد ، لذا با طيب خاطر و صحت نفس و کمال عقل بنا را بر وصيت گذاشتم.   مادر و پدر عزيز و همه شما اقوام و آشنايان ديگر توجه داشته باشيد که من در چه راهي قدم گذاشتم که اگر دلسوزي يا ناراحتي خواستيد بکنيد براي آن راه باشد . بقول يک شهيد ما بر سر يک دو راهي هستيم يا بايد شهيد شويم تا اسلام بماند يا بايد بمانيم و فردا شهيد شويم تا که اسلام بي ياور نماند . اي کاش چند جان داشتيم تا هر دو را انجام مي داديم.   ان الله اشتري من المؤمنين باموالهم و انفسهم بان لهم الجنة.بدرستي که پروردگار جان و مال مؤمنين را به بهاي بهشت خريداري مي کند پس آن که شهيد مي شود مورد يک معامله قرار گرفته . مشتري او خداست و همين بس که جاي شيون و زاري نگذارد بلکه بايد به پاس اين نعمت شکر کرد چه اگر شما سعادت من را مي خواهيد پس بدانيد که ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون.   گمان مبريد آنها که در راه خدا کشته مي شوند مردگانند بلکه آنها زنده اند و نزد رب خود روزي مي گيرند.  برايم دعا کنيد که خداوند هم مرا جزء شهدا بداند و اين جان ناقابل را که امانت خودش است از حقير بپذيرد . ما مسلمانيم اما بيائيد براي يک لحظه به نامه اعمالي که تاکنون فراهم ديده ايم نگاه کنيم ! آيا به جز گناه و ترک واجبات شرک و ريا و غيبت و دروغ و .... چيزي داريم که قابل حساب کردن باشد پس شايسته ايم به آتش دوزخ .    اما شهيد در روايت است که اولين قطره خوني که از بدنش مي ريزد ، تمام گناهان او را مي بخشد در راحتي شهيدان در دنياي ديگر و نعمت هايي که به او مي دهند . چه بسيار روايت و حديث است ، پس براي من دعا کنيد که خداوند گناهان مرا ببخشد و حال که جان در راهش داده ام به عنوان شهيد قبولم کند ، اگر در اين باب برايم دعا کنيد بسيار خوشحالم مي کنيد.  بهترين هديه براي من اکنون بخشش شماست که اگر احياناً باعث ناراحتي شما شده ام در هر جا و هر طور که بوده همين الان تقاضاي عاجزانه براي بخشش دارم. دوباره تکرار مي کنم که براي من دعا کنيد که اعمال ناقصم را با بخشش بي پايانش مورد قبول قرار دهد.  نصيحت هاي يک کوچکتر : در جامعه امروز ما متأسفانه نعمت هايي هستند که حق آنها خوب ادا نمي شود از جمله اين ها: اولاً انقلاب و حق هايي است که انقلاب بر گردن مردم دارد اين همه نعمت ها را ول کرده چند کمبود مادي را مورد بحث قرار مي دهيم .    آيا اين حق است که منافقين و بيچارگان اين کمبودها را مرتباً تکرار کنند ولي اين ها که خود را حزب الله مي دانند ،  اين همه نعمت را براي يکديگر بگويند . بي تفاوت نباشيد که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر،  نعمت از کفت بيرون کند .  شما بعنوان يک مسلمان ايراني و زنده 5 سال عمر کرده ايد . بقول بزرگي شخصي در جايي ديد که قبرستان است و همه قبرها را مردگان کم سن اشغال کرده اند . يکي چند ماه ديگري ، چند روز و يکي هيچ چيز بسيار متعجب از شخصي آشنا به آن محل پرسيد که آيا بيماري خطرناکي اين وضع را به وجود آورده ؟ شنيد که اين محل فقط آن عمري از مردمان روي قبورشان چک مي شود که آن ميت آن زمان را به کار خير گذرانده اند . حال اين طور حساب کنيم ببينيم چند ساله ام!     ملت ايران ، يعني آنها که به اين انقلاب پايبـندند به نظر من حتي نفس کشيدن آنها در اين زمان عبادت است ، به قول امام جمعه که خداوند موفق و مؤيدشان بـدارد همين طور که وقتي سن کودک بالا مي رود ، انتظار پدر و مادر نيز نسبت به او بالا مي رود و بيشتر مي شود و سطح انتظار و توقع همراه با سن او و موقعيت هاي او متغير است ؛ پس خداوند از يک مسلمان پنج ساله( 5 سال از زنده شدن ما يعني انقلاب مي گذرد که اين همه مورد لطف و مرحمت قرارش داده انتظار با سپاسي و کفر را ندارد) .     ملت ايران بايد نعمت ها و پيروزي ها را مرتباً بگوش يکديگر برسانند و اين خود باعث شود که بيشتر به ياد نعمات خداوندي بيفتند . در جايي که امام بزرگوارمان فرمودند :  نه يک بار بلکه چندين بار در او خلاصه مي شدم اصلاً شخصيت هاي بزرگ اسلامي را حتي نمي شود که آنها را و محسنات آنها را برشمرند ، اما اين وظيفه ما و همه خصوصاً آنها که وسائلي در اختيار دارند مثل مسئولين ارتباط جمعي ، بايد کوشش کنيد که اين ها را غريب نگذارند و به مردم بشناسند .    شما سعي کنيد از آن حالت بي اطلاعي که در مردم است ببر و نشان ببريد . چه بارها مشاهده شده از جمله زماني که حضرت علي(ع) در محراب شهيد مي شوند بگوش بعضي از مسلمان ها مي رسد ،  با تعجب مي پرسند که مگر ايشان نماز هم       مي خوانده ؟ آيا اين چنين مردمي مي خواهند ادعاي مسلماني بکنند؟ به نظر من از کافرها بدترند.  بدانيد آنها که در مرتبه بالا و بالاي نفس قرار دارند هيچگاه منم نمي زنند و ميلي به شناساندن خود ندارند پس اين هم يک وظيفه است در دوش حزب الله و اين وظيفه اي است که کوتاهي کرده ايم . براي همين وقتي آيت الله طباطبايي فوت مي کنند امام مي گويد : جهان امروز او را نشناخت و بايد زمان هايي بگذرد تا او شناخته شود تا شخص يک کامپيوتر بسيار بزرگ و مجهز را شناسد و طرز استفاده از آن را نداند نمي تواند حتي جواب را از آن بگيرد تا چه رسد به اين که بخواهد سطح شناخت مردم را بالا برد . يا اين که هر چه نوک قلم استاد ظريفتر مي شود . بايد ورق هاي کاغذ هم ظريفتر و صيقلي تر باشد وگرنه هيچ اثري به جز خط هاي کج و ماوج نمي گذارد .  طبق روايتي حضرت رسول مي فرمايد : در آخر الزمان ، شهادت خوبان را گلچين مي کند. سخنان امام را ملت ايران بايد براي هم بازگو کنند و از نور او که در دسترس ماست کمال استفاده را بکنند . خدا نکند که هيچ يک از ما يا از بزرگان زماني برسد که در مقابل رهنمود ايشان از خود قياس بکار گيرند که اين قياس از باب اولين قياسي يعني کار شيطان است . براي چه از جان خود گذشتيم که خداوند با رحمتش قبول کند .     برويد در قطعه شهدا به عکس ها نگاه کنيد و اين را از خود بپرسيد که براي چه رفتند ؟ آيا کاري که اين ها کردند مسئوليتي براي ما و بر دوش ما گذاردند ؟ آيا رساندن پيام اين ها بگردن ماست يا نه ؟ اين ها براي اسلام و حفاظت از شما مسلمين در مقابل کفر جان دادند . اگر مي ماندند بي شک براي اسلام ياوري بودند . اما حالا رفته اند ، با شماست که پرچمشان را برداريد و بعد از شما با ديگران است که بر دوش بکشیدش. براي رضايت يک مسافر تاکسي که چند لحظه اي با شما همراه است در هنگام لزوم نمي تواند نگهدارتان باشد . چيزي نگوئيد که ايمانتان از دست برود که ارزان فروخته ايد . خريدن آتش جهنم به مبلغ جاي گرفتن و رضايت احتمالي در دل شخصي محتاج تر از خود اين احمقي محض است چه بايد بگوئيم.    گر ز چشم همه خلق بيفتيم سهل است- تو مپندار که محزون تو را ناصر نيست. توجه داشته باشيد که بجا نياوردن حق نعمات و شکرگزاري نکردن خود نوعي ناسپاسي است.    برادران و خواهران عزيز : اي کسي که به هر نحوي با من برخورد و تماس داشته اي ، يعني به هر صورت ممکن چه با من قوم يا خويش يا آشنا يا دوست يا رهگذر و يا .... از تو خواهشي دارم که در ضمن وصيت من هم است که خواهش مي کنم در انجام آن غفلت نکنيد و آن اين است که هر که هستي بنا را بر آن بگذار که حقي بر گردن من داري چه پنهان چه آشکار.  حال بر اين حقير که اکنون که مسائل فاتحه و ياسين است رحم کن و چندين مرتبه با صداي بلند مرا نسبت به آن حق عفو کن اگر اين طور است خواهشمندم هر وقت يادي از من کرديد يا در سر نماز يا در هر جاي ديگر که بود حق هايي که برگردنم داري ببخشيد و از خدا هم برايم تقاضاي عفو و مغفرت کني . دوباره تکرار مي کنم که مرا با حق الناس که احتمال بر گردنم است تنها نگذاريد چه روايت است خداوند حق خود را مي بخشد ولي حق النا س را نمي بخشد.    والسلام سياوش شيخي



وصيت نامه شهيد سياوش شيخي



بسم الله الرحمن الرحيم

چون نظر لطف ايزد منان و خالق يکتا شامل حال اينجانب گرديد ، لذا با طيب خاطر و صحت نفس و کمال عقل بنا را بر وصيت گذاشتم.


مادر و پدر عزيز و همه شما اقوام و آشنايان ديگر توجه داشته باشيد که من در چه راهي قدم گذاشتم که اگر دلسوزي يا ناراحتي خواستيد بکنيد براي آن راه باشد . بقول يک شهيد ما بر سر يک دو راهي هستيم يا بايد شهيد شويم تا اسلام بماند يا بايد بمانيم و فردا شهيد شويم تا که اسلام بي ياور نماند . اي کاش چند جان داشتيم تا هر دو را انجام مي داديم.


ان الله اشتري من المؤمنين باموالهم و انفسهم بان لهم الجنة.بدرستي که پروردگار جان و مال مؤمنين را به بهاي بهشت خريداري مي کند پس آن که شهيد مي شود مورد يک معامله قرار گرفته . مشتري او خداست و همين بس که جاي شيون و زاري نگذارد بلکه بايد به پاس اين نعمت شکر کرد چه اگر شما سعادت من را مي خواهيد پس بدانيد که ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون.

 گمان مبريد آنها که در راه خدا کشته مي شوند مردگانند بلکه آنها زنده اند و نزد رب خود روزي مي گيرند.

برايم دعا کنيد که خداوند هم مرا جزء شهدا بداند و اين جان ناقابل را که امانت خودش است از حقير بپذيرد . ما مسلمانيم اما بيائيد براي يک لحظه به نامه اعمالي که تاکنون فراهم ديده ايم نگاه کنيم ! آيا به جز گناه و ترک واجبات شرک و ريا و غيبت و دروغ و .... چيزي داريم که قابل حساب کردن باشد پس شايسته ايم به آتش دوزخ .



اما شهيد در روايت است که اولين قطره خوني که از بدنش مي ريزد ، تمام گناهان او را مي بخشد در راحتي شهيدان در دنياي ديگر و نعمت هايي که به او مي دهند . چه بسيار روايت و حديث است ، پس براي من دعا کنيد که خداوند گناهان مرا ببخشد و حال که جان در راهش داده ام به عنوان شهيد قبولم کند ، اگر در اين باب برايم دعا کنيد بسيار خوشحالم مي کنيد.

بهترين هديه براي من اکنون بخشش شماست که اگر احياناً باعث ناراحتي شما شده ام در هر جا و هر طور که بوده همين الان تقاضاي عاجزانه براي بخشش دارم. دوباره تکرار مي کنم که براي من دعا کنيد که اعمال ناقصم را با بخشش بي پايانش مورد قبول قرار دهد.

نصيحت هاي يک کوچکتر : در جامعه امروز ما متأسفانه نعمت هايي هستند که حق آنها خوب ادا نمي شود از جمله اين ها: اولاً انقلاب و حق هايي است که انقلاب بر گردن مردم دارد اين همه نعمت ها را ول کرده چند کمبود مادي را مورد بحث قرار مي دهيم .



آيا اين حق است که منافقين و بيچارگان اين کمبودها را مرتباً تکرار کنند ولي اين ها که خود را حزب الله مي دانند ،  اين همه نعمت را براي يکديگر بگويند . بي تفاوت نباشيد که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر ، نعمت از کفت بيرون کند .

شما بعنوان يک مسلمان ايراني و زنده 5 سال عمر کرده ايد . بقول بزرگي شخصي در جايي ديد که قبرستان است و همه قبرها را مردگان کم سن اشغال کرده اند . يکي چند ماه ديگري ، چند روز و يکي هيچ چيز بسيار متعجب از شخصي آشنا به آن محل پرسيد که آيا بيماري خطرناکي اين وضع را به وجود آورده ؟ شنيد که اين محل فقط آن عمري از مردمان روي قبورشان چک مي شود که آن ميت آن زمان را به کار خير گذرانده اند . حال اين طور حساب کنيم ببينيم چند ساله ام!

 

ملت ايران ، يعني آنها که به اين انقلاب پايبـندند به نظر من حتي نفس کشيدن آنها در اين زمان عبادت است ، به قول امام جمعه که خداوند موفق و مؤيدشان بـدارد همين طور که وقتي سن کودک بالا مي رود ، انتظار پدر و مادر نيز نسبت به او بالا مي رود و بيشتر مي شود و سطح انتظار و توقع همراه با سن او و موقعيت هاي او متغير است ؛ پس خداوند از يک مسلمان پنج ساله ( 5 سال از زنده شدن ما يعني انقلاب مي گذرد که اين همه مورد لطف و مرحمت قرارش داده انتظار با سپاسي و کفر را ندارد) .

 

ملت ايران بايد نعمت ها و پيروزي ها را مرتباً بگوش يکديگر برسانند و اين خود باعث شود که بيشتر به ياد نعمات خداوندي بيفتند . در جايي که امام بزرگوارمان فرمودند :  نه يک بار بلکه چندين بار در او خلاصه مي شدم اصلاً شخصيت هاي بزرگ اسلامي را حتي نمي شود که آنها را و محسنات آنها را برشمرند ، اما اين وظيفه ما و همه خصوصاً آنها که وسائلي در اختيار دارند مثل مسئولين ارتباط جمعي ، بايد کوشش کنيد که اين ها را غريب نگذارند و به مردم بشناسند .



شما سعي کنيد از آن حالت بي اطلاعي که در مردم است ببر و نشان ببريد . چه بارها مشاهده شده از جمله زماني که حضرت علي(ع) در محراب شهيد مي شوند بگوش بعضي از مسلمان ها مي رسد ،  با تعجب مي پرسند که مگر ايشان نماز هم مي خوانده ؟ آيا اين چنين مردمي مي خواهند ادعاي مسلماني بکنند؟ به نظر من از کافرها بدترند.

بدانيد آنها که در مرتبه بالا و بالاي نفس قرار دارند هيچگاه منم نمي زنند و ميلي به شناساندن خود ندارند پس اين هم يک وظيفه است در دوش حزب الله و اين وظيفه اي است که کوتاهي کرده ايم . براي همين وقتي آيت الله طباطبايي فوت مي کنند امام مي گويد : جهان امروز او را نشناخت و بايد زمان هايي بگذرد تا او شناخته شود تا شخص يک کامپيوتر بسيار بزرگ و مجهز را شناسد و طرز استفاده از آن را نداند نمي تواند حتي جواب را از آن بگيرد تا چه رسد به اين که بخواهد سطح شناخت مردم را بالا برد . يا اين که هر چه نوک قلم استاد ظريفتر مي شود . بايد ورق هاي کاغذ هم ظريفتر و صيقلي تر باشد وگرنه هيچ اثري به جز خط هاي کج و ماوج نمي گذارد .

طبق روايتي حضرت رسول مي فرمايد : در آخر الزمان ، شهادت خوبان را گلچين مي کند. سخنان امام را ملت ايران بايد براي هم بازگو کنند و از نور او که در دسترس ماست کمال استفاده را بکنند . خدا نکند که هيچ يک از ما يا از بزرگان زماني برسد که در مقابل رهنمود ايشان از خود قياس بکار گيرند که اين قياس از باب اولين قياسي يعني کار شيطان است . براي چه از جان خود گذشتيم که خداوند با رحمتش قبول کند .



 برويد در قطعه شهدا به عکس ها نگاه کنيد و اين را از خود بپرسيد که براي چه رفتند ؟ آيا کاري که اين ها کردند مسئوليتي براي ما و بر دوش ما گذاردند ؟ آيا رساندن پيام اين ها بگردن ماست يا نه ؟ اين ها براي اسلام و حفاظت از شما مسلمين در مقابل کفر جان دادند . اگر مي ماندند بي شک براي اسلام ياوري بودند . اما حالا رفته اند ، با شماست که پرچمشان را برداريد و بعد از شما با ديگران است که بر دوش بکشیدش. براي رضايت يک مسافر تاکسي که چند لحظه اي با شما همراه است در هنگام لزوم نمي تواند نگهدارتان باشد . چيزي نگوئيد که ايمانتان از دست برود که ارزان فروخته ايد . خريدن آتش جهنم به مبلغ جاي گرفتن و رضايت احتمالي در دل شخصي محتاج تر از خود اين احمقي محض است چه بايد بگوئيم.



گر ز چشم همه خلق بيفتيم سهل است- تو مپندار که محزون تو را ناصر نيست. توجه داشته باشيد که بجا نياوردن حق نعمات و شکرگزاري نکردن خود نوعي ناسپاسي است.



برادران و خواهران عزيز : اي کسي که به هر نحوي با من برخورد و تماس داشته اي ، يعني به هر صورت ممکن چه با من قوم يا خويش يا آشنا يا دوست يا رهگذر و يا .... از تو خواهشي دارم که در ضمن وصيت من هم است که خواهش مي کنم در انجام آن غفلت نکنيد و آن اين است که هر که هستي بنا را بر آن بگذار که حقي بر گردن من داري چه پنهان چه آشکار.  حال بر اين حقير که اکنون که مسائل فاتحه و ياسين است رحم کن و چندين مرتبه با صداي بلند مرا نسبت به آن حق عفو کن اگر اين طور است خواهشمندم هر وقت يادي از من کرديد يا در سر نماز يا در هر جاي ديگر که بود حق هايي که برگردنم داري ببخشيد و از خدا هم برايم تقاضاي عفو و مغفرت کني .

دوباره تکرار مي کنم که مرا با حق الناس که احتمال بر گردنم است تنها نگذاريد چه روايت است خداوند حق خود را مي بخشد ولي حق النا س را نمي بخشد.



والسلام سياوش شيخي