بررسی عشق و انواع آن در نگاه حافظ

فایل های صوتی استاد سبوحی با موضوع عشق و انواع آن در نگاه حافظ تقدیم به شما ادب دوستان گرامی می گردد :
دریافت فایل صوتی بررسی عشق و انواع آن

فایل های صوتی استاد سبوحی با موضوع عشق و انواع آن در نگاه حافظ تقدیم به شما ادب دوستان گرامی می گردد :
دریافت فایل صوتی بررسی عشق و انواع آن

رنجوری را گفتند دلت چه خواهد؟ گفت آنکه دلم چیزی نخواهد
معده چو کج گشت و شکم درد خاست
سود ندارد همه اسباب راست
سعدی -گلستان - باب سوم در فضیلت قناعت
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
این اصرار بر ترویج زبان انگلیسی در کشور ما یک کار ناسالم است. بله، زبان خارجی را باید بلد بود امّا زبان خارجی که فقط انگلیسی نیست، زبان علم که فقط انگلیسی نیست. چرا زبانهای دیگر را در مدارس بهعنوان درس زبان معیّن نمیکنند؟ چه اصراری است؟
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی ، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ، ما دیده ایم
اگر خون دل بود ، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است ، آورده ایم
اگر داغ شرط است ، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان ، گردنیم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ایم !
گواهی بخواهید ، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
قیصر امین پور
ای دو جهان ذرّهٔ از راه تو
هیچتراز هیچ به درگاه تو
بر درت ای مایه ده زندگی
پیشه ما چیست به جز بندگی؟
به امید ظهور فرزند نرگس ، آخرین ذخیره ی پروردگار بر روی کره ی خاکی زمین
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
که ز انفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
بیا بی خیال باشیم!
در روزگار جوک و غیبت،
در روزگار چرخش های صد و هشتاد درجه ای ،
یادش بخیر ،
تلخ و شیرین ،
نعمت نفتی ،
گل گفتی!
روزگار دمپایی های لاانگشتی،
آدمهای لااُبالی،
مستر های آمریکایی ،
بیا به امامزاده داود برویم ،
کباب بره اش معرکه است!
.
.
.

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد